من ازغم و غزل و فکررفتنت سیرم
چه قدر بی تو زشت و تکیده و پیرم
به شعرشیرین خودشهربانوقدم بگذار
که بی نگاهت بین بیت دومش گیرم
توسیب شوی ومن آدم شوم یک شب
آه با تو قشنگ می شود گناه وتقدیرم
نه خواب نیست این ،تو دربرابرمنی
شده ای برای خوابهای ندیده تعبیرم
غزل بباف زهر پلک زدنِ چشمانت
تو شاعری نه من که بی تو میمیرم
( دلخون )
نظرات شما عزیزان:
يه آشنا 
ساعت9:20---12 مهر 1391
سلام
خواهش ميكنم
انشاالله كه موفق باشيد.
محمد 
ساعت12:58---11 مهر 1391
بد نیست!
تنهایی دارد 'صیقلم' می دهد!
اما...
از آن روزی می ترسم،
که از "گوی" وجودم
جز "محور"میانی ای نماند!
یه آشنا 
ساعت1:52---28 شهريور 1391
سلام
باعرض پوزش خیلی وقت بودکه میخواستم مطلبی روبه عرضتون برسونم امایادم میرفت.
دوست عزیزشعراتون خیلی زیباتروکامل ترمیشه اگه بیشترتووزنشون دقت کنید.
نمیدونم رشته تحصیلیتون تودبیرستان چی بوده!
توکتاب ادبیات(قافیه وعروض) پیش دانشگاهی رشته ادبیات وعلوم انسانی درموردوزن وقافیه و...مطالبی هست که مطمئنم خیلی کمکتون میکنه...
اگرکتاب روپیدانکردیدیاکسی نبودکمکتون کنه شایداگه توگوگل جستجوکنیدپیداکنید...
موفق باشید.
پاسخ:سلام . ممنون از راهنمایی و دقت شما . چشم ؛ انشالله با کمک خدا و شما دوستان عزیز تلاشمو میکنم بهتر بنویسم بازم ممنون